«ای خداوند، مستحقی که جلال و اکرام و قوت را بیابی.» (مکاشفه ۴: ۱۱).
پرستش، نبضِ زندگیِ مسیحی است چرا که هر فرد مسیحی آفریده شده تا پرستش کند. گناه موجب ویرانی پرستش گردید زیرا گناه سبب شد که بشر از خدایش جدا گردد و ارتباطش با او قطع شود. اما فدیۀ الاهی به واسطه مسیح، پرستشِ واقعی را بار دیگر برقرار داشت. به واسطۀ عهدِ نوین در خونِ مسیح است که گناهکاران میتوانند بار دیگر با حَمد به صحنهای خداوند داخل شوند. رسالتِ کلیسا این است که پرستشِ راستین را بر روی زمین برقرار سازد. آنگاه که شعلههای پرستش با حرارت شایستگی راستین الاهی زبانه میکشد، شهادتِ کلیسا به عمق تاریکی نفوذ میکند، حتی در دور افتادهترین نقاط زمین. پرستش طعمی است از آسمان، زیرا یوحنای رسول چون چشم به آسمان برافراشت، تودهای عظیم از مردمان از هر ملت را دید که در ستایش خدا میسراییدند (مکاشفه ۷: ۹-۱۲).
در آسمان، همگان خدا را پرستش خواهند کرد و بدینسان شهادت خواهند داد که پرستش، نشان فرا رسیدن فرمانروایی اوست. لذا پرستش وظیفۀ هر مسیحی است، چرا که ایمانداران به هنگام پرستش است که این امید خود را ابراز میدارند که خدا فرمانروایی خواهد کرد و هر ناعدالتی به حضور تخت سلطنت او آورده خواهد شد. بنابراین، پرستش همانا واکنش مثبت ایمانداران به خدا و به کاری است که او برای ایشان انجام داده است. پرستش کتابمقدسی این نیست که شخص خدا را بپرستد تا از طریق آن چیزی دریافت دارد، بلکه به این سبب است که فقط خدا سزاوار پرستش میباشد.
اجزای پرستش راستین:
عهد عتیق و عهد جدید برای پرستش خدا از کلمات گوناگونی استفاده میکند. وقتی تمام این کلمات را کنار هم قرار میدهیم، متوجه میشویم که پرستش در کتابمقدس از سه جزء اساسی تشکیل شده است.
جزء نخست:
جزء نخست این است که پرستش «حالتی قلبی است». سلیمان میفرماید: «لیکن تو از خدا بترس» (جامعه ۵: ۷). پرستش یعنی اینکه در قلب خود با ترس و احترام در حضور خدا سجده کنیم. نویسندۀ رساله به عبرانیان میفرماید: «بیایید شکرگزار باشیم و خدا را با ترس و هیبت، عبادتی پسندیده نماییم» (عبرانیان ۱۲: ۲۸، هزارۀ نو). پرستش راستین باید همراه باشد با حسی عمیق از ترس از قدوسیت و قدرت مطلق خدا و فروتنی ما در حضور او که ما را محبت نمود و پسرش را فرستاد تا در راه ما جانفشانی کند.
جزء دوم:
جزء دوم، «بروز یافتن حالت قلبی» از طریق شکلهای مختلف پرستش است. ما دعوت شدهایم تا در حضور او سجده کنیم: «بیایید عبادت و سجده نماییم و به حضور آفرینندۀ خود خداوند زانو زنیم» (مزمور ۹۵: ۶). برای ستایش او باید لبهای خود را به کار ببریم: «برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است» (مزمور ۱۳: ۶). سرود خواندن ما شهادتی است که درباره محبتمان به مسیح به یکدیگر میدهیم: «با مزامیر، سرودها و نغمههایی که از روح است، با کمال حکمت یکدیگر را پند و تعلیم دهید؛ و با شکرگزاری و از صمیم دل برای خدا بسرایید» (کولسیان ۳: ۱۶). باید تمامی وجود خود را بیاوریم و در حضور او سجده کنیم و هرچه داریم به کار ببریم تا به همه اعلام نماییم که خدای ما کیست. خدا قوم خود را فرا میخواند تا با هم گرد آیند و پرستش نمایند تا دربارۀ جامعۀ نوین الاهی به جهان شهادت دهند: «از گرد آمدن با یکدیگر دست نکشیم، چنانکه بعضی را عادت شده است، بلکه یکدیگر را بیشتر تشویق کنیم...» (عبرانیان ۱۰: ۲۵، هزارۀ نو). در پرستش گروهی، بدن مسیح میتواند به واسطۀ بنا و تشویق متقابل، عمل کند. با حضور مرتب در پرستش، به جهان شهادت میدهیم که متعلق به مسیح هستیم، و نشان میدهیم که به خداوندگاری عیسای مسیح و کلیسایی که در راه آن جانفشانی کرد، متعهد میباشیم.
جزء سوم:
سومین جزء این است که پرستش فقط ابراز احساسات به خدا یا اجرای اشکال مختلف پرستش نیست، بلکه «امری است که به عقل و اراده نیز مربوط میشود.» پرستش، فکر انسان را با صفات پر هیبت الاهی رو در رو میسازد؛ پرستش، ایماندار را به توبه و اطاعت از ارادۀ خدا فرا میخواند و واکنشی است به خدای ابدی که خود را به واسطۀ شخص مسیح و کار او آشکار ساخته است. پولس رسول میفرماید: «لهذا، ای برادران، شما را به رحمتهای خدا استدعا میکنم که بدنهای خود را قربانی زندۀ مقدس پسندیدۀ خدا بگذرانید که عبادت معقول شما است» (رومیان ۱۲: ۱). پرستش راستین همراه است با مکاشفهای روحانی زیرا تا به رحمتهای خدا در مسیح چشم ندوزیم، پرستش راستین صورت نمیگیرد. هیچکس نمیتواند عیسی را خداوند بخواند مگر آنکه روحالقدس این امر را برای او آشکار ساخته باشد. «خدا روح است و هر که او را پرستش کند، باید به روح و راستی بپرستد» (یوحنا ۴: ۲۴).
ثمرات پرستش:
پرستش خدا سبب میشود که در قلب پرستشکننده ثمراتی حاصل شود. با اطمینان فراوان میتوانیم بگوییم که پرستش مسیح مرهمی است برای تمام دردهای انسان. در پرستش راستین، انسانهای متکبر فرا خوانده میشوند تا تمام وجود خود را به خدا تسلیم کنند و بهطور کامل به او تکیه نمایند. به هنگام پرستش، وجدان خوابیدۀ انسان با شعله قدوسیتِ خدا فروزان میگردد. با شنیدن موعظۀ کلام خدا، فکر خمودۀ انسان که در اثر حماقت فلسفههای دنیوی همچون زمینی تشنه و خشک شده است، با حقایق آسمانی سیراب میگردد. «انسان نه محض نان زیست میکند، بلکه به هر کلمهای که از دهان خدا صادر گردد» (متی ۴: ۴). ایمانداران هنگامی که پرستش میکنند، اغلب پی میبرند که دل مجروحشان از سر نو یقین یافته که پسر محبوب خدا ایشان را پذیرفته و دوست میدارد. دلهایی که زمانی نسبت به رحمت خدا سخت شده بود و به روی آن بسته بود، بار دیگر به واسطۀ فیض خدا گشوده میشود؛ و دیوارهای تلخ کینه که مقدسین را از یکدیگر جدا میساخت، به دست کسی که جانش را در راه آنان فدا کرد فرو میریزد. پرستش طعمی است از آسمان و وسیلهای است که خدا مقرر کرده تا بتوانیم از حضورش فیض ببریم و نامش را جلال دهیم تا به ابد.
#نداگر
بخش بعدی



