عطای رهبری

اشتراک گذاری:

No media source available.
بخش قبلی

«اگر رهبری است، این کار را با جدیت انجام دهد» (رومیان ۱۲: ۸، هزارۀ نو). 

در بخش‌های پیشین، به گونه‌ای منظم عطاهای انگیزش‌دهندۀ روحانی را بر اساس فصل دوازدهم رومیان بررسی کردیم. در این بخش به عطای رهبری می‌رسیم. ما وقت زیادی را صرف بحث در خصوص عطاهای انگیزش‌دهنده کردیم، زیرا برای شبان بسیار ضروری و حیاتی است که نه فقط عطای خود را کشف کند، بلکه عطاهای اطرافیان خود را نیز تشخیص دهد تا بتواند ایمانداران را کمک کند که خدمت خود را در بدن مسیح کشف کنند. درک عطای رهبری برای شبان اهمیت خاصی دارد، زیرا اگر خودِ او از این عطا برخوردار نباشد، کلیسا لطمات فراوانی خواهد دید، مگر اینکه او آنقدر فروتن باشد که افراد دیگری را بیابد که چنین عطایی داشته باشند و از ایشان استفاده کند. پس ببینیم عطای رهبری چیست. 

 

عطای رهبری چیست

به عطای رهبری در دو جا اشاره شده است. در اول قرنتیان ۱۲: ۲۸ چنین می‌خوانیم: «خدا قرار داد در کلیسا… مدیریت…» در اینجا، موضوع رهبری به شکل مدیریت کلیسا معرفی شده است، به خصوص مدیریت برنامه‌ها، نظیر رعایت روزهای مهم در تقویم کلیسایی، و حصول اطمینان از برقراری ارتباط درست میان رهبری کلیسا و اعضای آن. پیتر واگنر این عطا را اینچنین توصیف می‌کند: «قابلیت خاصی که خدا بر برخی از افراد کلیسا عطا می‌کند تا اهداف آنی و بلندمدت کلیسا را درک کنند و قادر باشند طرح‌هایی برای تحقق این اهداف تهیه کرده، به موقع اجرا بگذارند.»
اما مفهوم رهبری در رومیان ۱۲ با مفهوم فوق تفاوت دارد، به این معنی که رهبری نه فقط نقشی اداری، بلکه تاثیری معنوی و روحانی بر دیگران تلقی شده که خدا را جلال می‌دهد. تعریف پیتر واگنر از رهبری، این نکته را روشن می‌سازد. او می‌گوید که رهبر باید نه فقط دید و اهدافی روشن برای خدمت خود داشته باشد، بلکه باید قادر باشد این دید و هدف را به اعضای گلۀ خود نیز منتقل سازد، طوری که ایشان با رغبت و با هماهنگی، در جهت تحقق آنها برای جلال خدا، کار کنند. رهبر کاردان در اعضای خود این اعتماد را ایجاد می‌کند که او در ارادۀ خدا گام بر می‌دارد. او بر دیگران تاثیر روحانی خاصی می‌گذارد. اعضا از سوی چنین رهبری تحت اجبار یا فریب قرار نمی‌گیرند، بلکه به گونه‌ای اصیل از او الهام می‌پذیرند. این نوع رهبری از طریق زندگی دائما مقدس و تعلیم دقیق کلام خدا به دست می‌آید. در ضمن، رهبر خداترس به دیگران اعتماد می‌کند و به ایشان، مطابق سوابق و عطاهای‌شان، مسئولیت می‌سپارد. چنانچه رهبری از عطای مدیریت برخوردار نباشد، باید همکاری معتمد بیابد تا او را در این خدمت خطیر یاری دهد. 

هر رهبری باید به روش رهبری خود نگاهی صادقانه بیندازد تا دریابد از چه عطاهایی برخوردار است. طبعا برای چنین آزمایشی محک‌های آشکاری وجود دارد. چنانچه میز کارتان همیشه پر از کاغذ و نامه است، یا همیشه به دنبال شماره تلفنی می‌گردید، یا اغلب اوقات زمان ملاقات‌های خود را فراموش می‌کنید، قطعا دچار مشکلاتی در زمینۀ سازماندهی هستید. اگر کلیسای‌تان دائما در اغتشاش است زیرا کسی نمی‌داند چه اتفاقاتی می‌افتد، و قسمت عمدۀ خدمات را خودتان انجام می‌دهید، قطعا دچار مشکل مدیریت هستید که باید حل و فصل شود. 

 

نحمیا: نمونه‌ای برجسته
به باور من، نمونۀ خوبی از یک رهبر بزرگ در کتاب‌مقدس، نحمیای نبی است. با بررسی خدمت نحمیا، امیدوارم بتوانید تشخیص دهید که آیا عطای رهبری و مدیریت را دارید یا نه.  تحقیق و بررسی: نحمیا وقت صرف کرد تا از وضعیت یهودیان در اورشلیم اطلاع حاصل کند، و با این کار، دید روشنی از مشکل به دست آورد. نحمیا ۱: ۳ می‌فرماید: «آنانی که در آنجا در بلوک از اسیری باقی مانده‌اند، در مصیبت سخت و افتضاح می‌باشند.» رهبر خوب آن است که دائما در حال بررسی و مطالعۀ اوضاع و احوال باشد تا آنها را بهتر درک کند و بداند چه قدم‌هایی باید بر دارد. نحمیا به گزارش برادرش گوش کرد. رهبر خوب به نظرات دیگران توجه می‌کند. 
دعا و اشتیاق برای جلال خدا: نحمیا پیش از اتخاذ هرگونه تصمیمی، به درگاه خدا دعا کرد. نحمیا ۱: ۴ چنین می‌فرماید: «چون این سخنان را شنیدم، نشستم و گریه کرده، ایامی چند ماتم داشتم و به حضور خدای آسمان‌ها روزه گرفته، دعا نمودم.» رهبر خوب برای کسب مشورت، نخست نزد خدا می‌رود، و سپس نزد مردم. خصوصیتی که در نحمیا برای من خوشایند است، دل پاک و صادق اوست. او اجازه داد که خدا دل او را با چیزهایی بشکند که دل خدا را شکسته بود. انگیزۀ او برای رهبری، اشتیاق او برای جلال خدا بود. 
برخورداری از هدفی مشخص: نحمیا برای قوم خود هدفی مشخص داشت. وقتی به حضور اردشیر رفت، اجازه خواست تا دیوارهای اورشلیم را بازسازی کند. او مشکل را ارزیابی کرده بود و اکنون هدفی داشت که می‌توانست آن را به شکلی موثر به دیگران بیان دارد. رهبر خوب می‌تواند هدف خود را به شکلی مفید و مختصر به دیگران بیان کند تا ایشان نیز آن را درک کنند. 
 

تقسیم کار: نحمیا رهبر کارآمدی بود، چرا که قادر بود کار عظیم بازسازی دیوار را به بخش‌های کوچکتر و قابل اجرا تقسیم کند و آن را به افراد مختلف تفویض نماید (نحمیا ۳: ۱-۳۲). رهبر خوب آن است که بتواند کارهای بزرگ را در ذهن خود مجسم کند و آنها را با استفاده از عطاها و استعدادهای افراد مختلف تحقق بخشد. 
شیوۀ تامین هزینه‌ها: نحمیا قادر بود حمایت مالی لازم را برای ماموریتش فراهم سازد. او این کار را از طریق ارائۀ طرحی معتبر به پادشاه انجام داد. پادشاه نیز به او سفارش‌نامه‌ای داد و دستور داد که چوب لازم برای کار بازسازی معبد را در اختیار او قرار دهند (نحمیا ۲: ۶-۸). رهبر خوب آن است که بداند مردم زمانی حاضر به حمایت مالی هستند که هدفی به ایشان ارائه شود که دل‌شان را لمس کند. رهبر برای تامین هزینه‌های طرح خود، باید آن را با مردم در میان بگذارد و مردم را در آن سهیم سازد، نه اینکه سخنان فریبنده به کار ببرد یا در مردم احساس تقصیر ایجاد کند.
ایجاد انگیزش در اعضا: نحمیا رهبری برجسته بود زیرا توانست ملتی را انگیزش دهد تا دیوارهای اورشلیم را بازسازی کنند. او هرگز خودش را درگیر کار اجرایی نکرد، بلکه تمام نیروی خود را صرف حل مشکلاتی می‌کرد که می‌توانست مانع پیشرفت کار شود (نحمیا ۵: ۱-۱۳). رهبر خوب آن است که مشکلاتی را که میان اعضا پیش می‌آید حل کند تا بتوانند به خدمت خود ادامه دهند. 
 

حل مشکلات: نحمیا از جانب افراد داخل و خارج با مخالفت‌های بسیاری مواجه بود، اما هرگز اجازه نمی‌داد این امور مانع رسیدن او به هدفش گردد (نحمیا ۴: ۸-۱۸). اغلب اوقات، هر بحرانی که بر کلیسا عارض می‌شود، سبب می‌گردد خدمت از مسیر خود منحرف شود. در این شرایط، رهبران درگیر منازعات شخصی و واکنش‌های گناه‌آلود می‌گردند که اگر به روشی کتاب‌مقدسی تحت کنترل در نیایند، وحدت و شهادت کلیسا از میان خواهد رفت. در چنین شرایطی، رهبر باید به گونه‌ای خاص قوی باقی بماند و کلیسا را در عبادت و مشارکت رهبری کند. 
ایجاد اشتیاق و حفظ آن: نحمیا قوم را از طریق تشویق ایشان در ایمان، رهبری کرد. نحمیا ۴: ۱۴ می‌فرماید: «از ایشان مترسید، بلکه خداوند عظیم و مهیب را به یاد آورید و به جهت برادران و پسران و دختران و زنان و خانه‌های خود جنگ نمایید.» رهبر خوب آن است که بداند چه زمان و چگونه دل اعضای کلیسایش را بر خداوند متمرکز سازد. می‌داند چگونه کلام را تشریح کند و ایشان را تعلیم دهد تا ایشان اشتیاق خود را برای خدمت به خدای آسمان‌ها باز یابند. باشد که خدا رهبران بسیاری به کلیسایش ببخشد تا بتوانند همچون نحمیا رهبری کنند. آمین!

 



بخش قبلی