«و با یکدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا در مسیح شما را هم آمرزیده است» (افسسیان ۴: ۳۲).
آیا دشوارتر از این چیزی هست؟
بخشش در قلب انجیل جای دارد، و به وضوح و قدرت تمام، در بخشوده شدن ما توسط خدا به ظهور می رسد، خدای که از طریق کارِ گران بهایِ عیسای مسیح بر صلیب ما را بخشید. وقتی ما دیگران را می بخشیم، یعنی آنانی که با اعمال و گفتار خود مجروحمان ساختهاند، بیش از هر زمان دیگر شبیه مسیح می شویم؛ و در بخشودن دیگران است که نشان می دهیم تا چه حد از فیض مسیح برخوردار گشتهایم. وقتی دیگران را می بخشیم، چنان می کنیم که مسیح در حق ما کرد، زیرا محبت خطایای دیگران ثبت و ضبط نمی کند بلکه گناهان بسیار را می پوشاند. اما با وجود این همه، آیا چیزی دشوارتر از بخشیدن وجود دارد؟ هر بار که دربارۀ بخشش موعظه می کنم، با این سوال مواجه می شوم: «آیا باید شخصی را ببخشم که هرگز طلب بخشش نکرده است؟ اگر او را ببخشم آیا درس عبرت خواهد آموخت؟ آیا در مورد او عدالت را اجرا کردهام؟ اگر هر بار او را ببخشم و او به خطایای خود ادامه دهد چه؟ چند بار باید او را ببخشم؟» جای شک نیست که موعظه کردن در مورد بخشش بسیار آسانتر از بخشیدن است، یعنی عملی که ثمرۀ عملکرد روحالقدس در درون ماست.
دیوار حیاطمان خراب شد!
من خود را ملزم به نوشتن در مورد این موضوع می دانم چرا که در طی دوران سی سالۀ خدمت خود دیدهام که هیچ چیز دیگری به اندازۀ نبخشیدن یا روحیۀ عدم بخشش، پیکر کلیسای مسیح را مصدوم نکرده است. مسیح ما را به خدمت مصالحه فرا خوانده است (دوم قرنتیان ۵: ۱۸-۱۹) و به ما آموخت که آمده است تا دیوار جدایی و نفاق را از میان ما بر دارد (افسسیان ۲: ۱۴)، حال آنکه برخی از ما نه تنها بدین دیوارها چنگ زدهایم، بلکه دیوارهای جدید و مرتفعتری هم بنا می کنیم. سالها پیش وقتی در تبریز زندگی می کردیم، دیوار حیاطمان به علت بارندگی زیاد، فرو ریخت. پیش از فرو ریختن دیوار نمی دانستیم که در پس آن چه می گذرد، اما وقتی فرو ریخت دیدیم بچههای خیلی خوبی در آن سوی دیوار زندگی می کنند و بعد با آنان آشنا شدیم و با هم بازی کردیم. ما از دوستی و مصاحبت یکدیگر لذت می بردیم تا آنکه در نهایت تاسف، یک بنا و کارگرانش دیوار را بازسازی و مرمت کردند. همچنان که دیوار بالا می رفت، ما نیز از یکدیگر دورتر می شدیم و دوستان جدیدمان را از دست می دادیم. مسیح آمد تا دیوارهای جدایی را فرو ریزد و در هم شکند و از ما هم انتظار آن دارد که قدرت بخشش کتابمقدسی را درک کنیم.
تنها راه برای آزادی در روابط
وقتی نیرویی درونی، شما را وا می دارد که زخم و جراحت درونی و درد ناشی از آن را تازه نگه دارید، بدانید که خدا شما را فرا می خواند تا همه را کنار بگذارید. شما را فرا می خواند تا دیگران را ببخشید چون این تنها راهی است که می توانید توسط آن از تمامی تلخی و تیرگی موجود در روابطتان آزاد شوید (عبرانیان ۱۲: ۱۵). این تنها راهی است که از طریق آن می توانید مَسحِ روحالقدس را بر زندگی و خدمتِ خود جاریسازید (افسسیان ۴: ۳۰-۳۲). به تدریج که می آموزید دیگران را ببخشید، همانگونه که خدا شما را بخشید، برکات خدا بهطور مضاعف به شما عطا می شود. در این بحث، نقلقولهای خود را از کتاب «بخشش کامل» نوشتۀ آر. تی. کِندل اقتباس کردهام. از آنجا که این کتاب به فارسی ترجمه نشده است، می خواهم پیام قدرتمند آن را با شما در میان بگذارم.
برای درکِ بهترِ مفهوم واقعی بخشش کتابمقدسی، می خواهم بر اساس نوشتۀ کندل بگویم که بخشش چه چیزهایی نیست.
بخشش چه نیست؟
۱- بخشودن دیگران به معنی تایید اعمالِ نادرستشان نیست. خدا از گناه بیزار و متنفر است اما گناهکاران را دوست دارد و آنان را می بخشد. این حقیقت را به وضوح در شرح داستان زنی که در حال زنا گرفتار شده بود، می بینیم. عیسی به او گفت: «برو و دیگر گناه مکن» (یوحنا ۸: ۱۱). ما نیز باید بیاموزیم که بخشودن دیگران به معنی تایید اعمال نادرستشان نیست.
۲- بخشودنِ دیگران به معنی توجیه اعمال نادرستشان نیست. یکبار شنیدم که فردی درصدد بود تا کار سارقی که چیزی را دزدیده بود توجیه کند و می گفت او به علت فقر و گرسنگی، دست به دزدی زده است. دزدی گناه است، صرف نظر از هرگونه توجیه ای که فرد خاطی می تواند داشته باشد. پس بخشودن دیگران به معنی پیدا کردن توجیه ای برای گناهشان نیست.
۳- بخشودن یک فرد به معنای عفو و بخشودگی قانونی نیست. عفو و بخشودگی قانونی بدین معنا است که تمامی تبعات و عواقب اعمال خلاف یک شخص را نیز عفو کنیم. این موضوع زمانی برای من واضح و آشکار شد که خانمی ایرانی ساکن یک یاز کشورهای غربیبه پلیس مراجعه کرد و گفت که شوهرش او را کتک می زند. ماموران نیز شوهر او را دستگیر کردند و به زندان انداختند. این خانم به من تلفن کرد و در حالیکه گریان بود، گفت: «من شوهرم را می بخشم و می خواهم به خانه برگردد». اما بخشودن آن خانم نمی تواند تبعات و عواقب عملِ اشتباه شوهرش را عفو کند؛ چرا که او قانون مملکت را زیر پا گذاشته بود و باید عواقب کار خود را نیز متحمل می شد.
۴- بخشش دیگران به معنای مصالحه با آنان نیست. زیرا در مصالحه باید هر دو شخص حضور داشته باشند و با یکدیگر مصالحه کنند؛ اگرچه برخی مواقع بخشش موجب و منتهی به مصالحه می شود. اما برخی مواقع نیز فردی دیگری را می بخشد اما فرد دیگر حاضر به دریافت بخشش نیست؛ و یا ممکن است که ما فردی را ببخشیم که دیگر در قید حیات نیست و این نیز موجب مصالحه نمی شود. اگرچه مصالحه با دیگران با هدفی مطلوب و ایدهآل است اما حتی زمانی که دیگران حاضر به مصالحه نیستند نیز می توانیم بخشودن را بیاموزیم.
۵- بخشودن به معنای آن نیست که عمل خطایی انجام نشده است. برخی مواقع خطایی که رخ داده چنان دهشتناک و دردناک است که ما سعی می کنیم بر آن سرپوش بگذاریم و چنان وانمود کنیم که گویی هرگز رخ نداده است. سوءاستفادۀ جنسی در دوران کودکی اغلب چنان دشوار و دردناک است که افراد آن را در اعماق وجود و ضمیر ناخودآگاه خود فرو می برند و این خود می تواند منشا بروز افسردگی و انواع مشکلات روحی باشد. اما بخشیدن به معنای روبرو شدن با حقایق و بخشودن با مدد و فیض خداست. فرد مجروح می تواند از رنج و عذاب درونی رهایی یابد اما پیش از شفای الاهی باید در حضور خدا با آن روبرو شود و احساسش کند.
۶- بخشش به معنای فراموش کردن عمل خطا نیست. اگرچه گذشت زمان بسیاریاز زخمها را التیام می بخشد، اما صرفا برای فراموش کردن خطا و گناهی که علیه افراد انجام شده کافی نیست. اولا ما به ندرت می توانیم حقیقتا جراحات گذشته را فراموش کنیم. اخیرا فردی پیش من اعتراف کرد که مرا بخشیده است، و من از شرح جزئیات آنچه که سالها پیش اتفاق افتاده بود شگفتزده شده بودم. ما به جای آنکه فراموش کنیم، باید ببخشیم و پس از بخشیدن، دیگر نباید از آنچه اتفاق افتاده چیزی به دل بگیریم و همچون فردی زخمخورده با شخص خاطی روبرو شویم. بسیاری از ازدواجها در اثر یادآوری آنچه در گذشته اتفاق افتاده از هم فرو می پاشند.
۷- بخشیدن بدان معنا نیست که وانمود کنیم صدمهای ندیدهایم. تاکنون چند بار شده که فردی را دیده باشید و در ظاهر چنان وانمود کنید که گویی با او در مصالحهاید حال آنکه در باطن از او متنفر بودهاید؟ شاید هم مثل من فکر کنید که چون مسیحی هستید، پس نباید احساس رنجش و جراحت کنید و چنان وانمود کنید که گویی چیزی اتفاق نیفتاده است. اما اگر مراقب نباشید، همان وانمود کردنها و ظاهرسازی های کوچک می تواند روح تلخی در ما به وجود آورد که روحالقدس را آزرده می سازد. پس بهتر آن است که صادقانه ابراز کنیم که مجروح و مصدوم شدهایم. و بعد تصمیم بگیریم که فرد خاطی و گناهکار را ببخشیم.
بخش بعدی



